a
b
c
d
e
f
g
h
i
j
k
l
m
n
o
p
q
r
s
t
u
v
w
x
y
z


English_WordFarsi_Word
H هشتمين‌ حرف‌ الفباي‌ انگليسي‌.
Ha علامت‌ تعجب‌، ها، اهان‌ گفتن‌.
Ha Ha هاها(درخنديدن‌)، قاه‌ قاه‌.
Hab (درتركيبات‌ قديم‌) داشتن‌، دارايي‌.
Habanera رقص‌ دو ضربي‌ كوبا.
Habble (elbboh=)داد وبيداد، مشاجره‌، داد وبيداد كردن‌.
Habeas Corpus ازادي‌ (متهمي‌ كه‌دليلي‌ براي‌اتهامش‌نيست‌) صادر كردن‌.
Habeas Corpus حكم‌ توقيف‌ از ط‌رف‌ دادگاه‌ باذكر دلايل‌ توقيف‌، حكم‌
Habenaria (گ‌.ش‌.) زر اوند سفيد، ثعلب‌.
Habenula (تش‌.) عضو نواري‌ شكل‌.
Haberdasher فروشنده‌ لباس‌ مردانه‌، خراز.
Haberdashery خرازي‌ فروشي‌، مغازه‌ ملبوس‌ مردانه‌.
Haberdine (ج‌.ش‌.) ماهي‌ (doc) نمك‌ زده‌ وخشك‌ شده‌.
Habergeon جوشن‌ بي‌ استين‌.
Habilatory پوشاكي‌.
12345678910...